X
تبلیغات
رایتل

عاشقانه

 دیوانه
سهراب :
گفتی چشمها را باید شست !
شستم
ولی.....
گفتی جور دیگر باید دید!
دیدم
ولی.....
گفتی زبر باران باید رفت
رفتم
ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را
نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید
و گفت : دیوانه باران زده !


Crazy
sohrab
You said to wash teh eyes
I washed them
but......
You said to see in an other way
I saw but....
You said to go under the rain
I went but....
She neither saw my wet& washed eyes nor my other look
She saw none of them

نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1385ساعت | 05:10 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (1)