X
تبلیغات
نماشا
رایتل

عاشقانه

نشانه عشق
پسری جوان که یکی از مریدان شیفته شیوانا بود،چندین سال نزد استاد درس معرفت و عشق می آموخت.شیوانا نام او را "ابر نیمه تمام"گذاشته بود و به احترام استاد بقیه شاگردان نیز او را به همین اسم صدا می زدند. روزی پسر
نزد شیوانا آمد و گفت که دلباخته دختر آشپز مدرسه شده است و نمی داند  چگونه عشقش را ابراز کند؟شیوانا از "ابر نیمه تمام" پرسید :چگونه می فهمی که عاشق شده ای!؟ پسر گفت:هر جا می روم به یاد او هستم. وقتی می بینمش نفسم می گیرد و ضربان قلبم تند می شود.در مجموع احساس خوبی نسبت به او دارم و بر این باورم که می توانم بقیه عمرم را در کنار او زندگی کنم.!
شیوانا گفت:اما پدر او آشپز مدرسه است و دخترک نیزمجبوراست به پدرش در کار آشپزی کمک کند.آیا تصور می کنی می توانی با کسی ازدواج کنی که برای بقیه همکلاسی هایت غذا می پزد و ظرف های غذای آنها را تمیز
میکند."ابر نیمه تمام" کمی در خود فرو رفت و بعد گفت:به این موضوع فکر نکرده بودم.خوب این نقطه ضعف مهمی است که باید در نظر میگرفتم.
شیوانا تبسمی کرد و گفت:پس بدان که عشق و احساس تو به این دختر هوسی زودگذر و التهابی گذرا بیش نیست و بی جهت خودت و او را بی حیثیت نکن!
دو هفته بعد"ابر نیمه تمام" نزد شیوانا آمد و گفت:نمیتواند فکر دختر آشپز را از سر بیرون کند.هرجا میرود او را میبیند و به هرچه فکر میکند اول و آخر فکرش به او ختم میشود.شیوانا تبسمی کرد وگفت:اما دخترک نصف صورتش زخم دارد و دستانش به خاطر کار ضخیم و کلفت شده است. به راستی بد نیست که همسر توفردی زشت و خشن باشد.آیا به زیبایی نه چندان او فکر کرده ای!شاید علت این که تا الان تردید کرده ای و قدم پیش نگذاشته ای همین کمبودن زیبایی او باشد!؟پسر کمی در خود فرو رفت وگفت:حق با شماست استاد!
این دخترک کمی هم پیر هست و چند سال دیگرشکسته میشود.آن وقت من باید با یک مادربزرگ تا آخر عمر سر کنم!شیوانا تبسمی کرد و گفت:"پس بدان که عشق و احساس تو به این دخترهوسی زود گذر والتهابی گذرا بیش نیست.
پسرک راهش را کشید و رفت.یکی ازشاگردان خطاب به شیوانا که چرا بین عشق این دوجوان شک و تردید می اندازید و مانع از جفت شدن آنها میشوید.
شیوانا تبسمی کرد و پاسخ داد:"هوس لازمه جفت شدن دو نفر نیست.عشق لازم است و"ابر نیمه تمام" هنوزچیزهای دیگر را بیش از دختر آشپز دوست دارد."

یک ماه بعد خبر رسید که "ابر نیمه تمام"بی اعتنا به شیوانا و اندرزهای او درس و مشق را رها کرده است و نزد دختر آشپز رفته و او را به همسری خود انتخاب کرده است و چون شغلی نداشته است در کنار پدر همسر خود به عنوان کمک  آشپز استخدام شده است.یکی از شاگردان به شیوانا درباره ی "ابر نیمه تمام " گفت:جا دارد او را به خاطر این بی حرمتی به مرام عشق و معرفت از مدرسه بیرون کنیم!؟شیوانا تبسمی کرد و گفت:دیگر کسی حق ندارد به کمک آشپز جدید مدرسه"ابر نیمه تمام" بگوید.از این پس نام او"تمام آسمان" است.اگر من از این  بعد در مدرسه نبودم سوالات خود در مورد عشق و معرفت را از "تمام آسمان" بپرسید. همه ی این درس و معرفت برای این است که به مرحله و درک  "تمام آسمان"برسید.او اکنون معنای علمی و واقعی عشق را در رفتار و کردارخود نشان داده است.
نوشته شده در شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1385ساعت | 06:01 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (0)