X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

عاشقانه

با یک شکلات شروع شد
من یک شکلات گذاشتم تو دستش اونم یک شکلات گذاشت تو دستم
من بچه بودم اونم بچه بود
سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد
دید که منو میشناسه
خندیدم
گفت دوستیم؟

گفتم دوست دوست
گفت تا کجا؟
گفتم دوستی که تا نداره
گفت تا مرگ

خندیدمو گفتم من که گفتم تا نداره

گفت باشه تا پس از مرگ

گفتم: نه نه نه نه تا نداره
گفت: قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگ

باز هم با هم دوستیم؟

تا بهشت تا جهنم
تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم
خندیدمو گفتم تو براش تا هر جا که دلت می خواد یک تا بزار

اصلا یک تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا
اما من اصلا براش تا نمیزارم

نگام کرد نگاش کردم باور نمیکرد

می دونستم اون می خواست حتما دوستیمون یک تا داشته باشه

دوستی بدون تا رو نمیفهمید
!!

گفت بیا برا دوستیمون یک نشونه بزاریم

گفتم باشه تو بزار
گفت شکلات باشه؟
گفتم باشه
هر بار یک شکلات میزاشت تو دستم منم یک شکلات میزاشتم تو دستش

باز همدیگرو نگاه میکردیم یعنی که دوستیم دوست دوست
من تندی شکلاتامو باز میکردم میزاشتم تو دهنم تندو تند می مکیدم
میگفت شکمو
تو دوست شکموی منی وشکلاتشو میزاشت توی یک صندوقچه کوچولوی قشنگ

میگفتم بخورش

میگفت تموم میشه می خوام تموم نشه برا همیشه بمونه
صندوقچش پر از شکلات شده بود
هیچکدومشو نمی خورد
من همشو خوردخ بودم

گفتم اگه یک روز شکلاتاتو مورچه ها بوخورن یا کرمها اون وقت چی کار میکنی؟
میگفت مواظبشون هستم
میگفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوستیم و من شکلاتمو میزاشتم تو دهنمو می گفتم نه نه نه نه تا نه دوستی که تا نداره
!!

یک سال دو سال چهارسال هفت سال ده سال

بیست سالش شده

اون بزرگ شده من هم بزرگ شدم

من همه شکلاتامو خوردم
اون همه رو نگه داشته

اون اومده امشب تا خداهافظی کنه

می خواد بره اون دور دورا

میگه میرم اما زود برمیگردم
من که میدونم اون بر نمیگرده
یادش رفت به من شکلات بده

من که یادم نرفته شکلاتشو دادم

تندی بازش کرد گذاشت تو دهنش

یکی دیگه گذاشتم تو اون دستش گفتم بیا این هم اخرین شکلات برای صندوقچه کوچولوت
یادش رفته بود یک صندوقچه داره برا شکلاتاش

هر دوتا رو خورد
خندیدم

میدونستم دوستی اون تا داره اما دوستی من تا نداره

مثل همیشه
خوب شد همه رو خوردم
اما اون هیچ کدوم رو نخورده

حالا با یک صندوقچه پر از شکلاتهای نخورده چی کار میکنه؟

نوشته شده در شنبه 3 تیر‌ماه سال 1385ساعت | 11:40 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (0)