X
تبلیغات
نماشا
رایتل

عاشقانه

سر نوشت من
 
فردا شاید بمانم
شاید ،
_
اما نگاهی دگر ،عشقی دگر و شایدم دردی دگر _
 
 
به دور دست ها خواهم رفت
آشنا ، آنچه که دیگران نمی دانند :
 
می آیم ، همچون کرمی در گلوی تو
می آیم ، تا دردها یت را بر انگیزم
می مانم، تا در نگاه تو ذوب شوم
می آیم ، از کهکشان تا جاودان در کنار ستاره ها
می مانم، برای جنگیدن
 _
و تو حیوانی سخت و ناتوان ، به ستیز با من خواهی آمد
و من لبخند زنان سرنوشت را زیر پیراهنم پنهان خواهم کرد

نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1385ساعت | 07:02 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (0)