X
تبلیغات
نماشا
رایتل

عاشقانه

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد زدوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامی است زمن بر من و باقی همه اوست

 

نوشته شده در یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1385ساعت | 10:09 ق.ظ توسط سیاوش | نظرات (0)