X
تبلیغات
نماشا
رایتل

عاشقانه

سکوت مرگ ...

سکوتم یک دنیا سخن است !

سخن مردی که سخت از پا افتاده ...  آری !  زخم خنجر کارش را ساخته ! خنجری آشنا از پشت بر قلب بی رمقش فرو رفته و او را به سوی آخرین نفس کشانده...

سکوتم یک دنیا بغض است !

بغضی نشکفته ... بغضی که سیل اشک را در خود نهفته! بغضی به غربت باران ! بارانی گل آلود شده!!!

سکوتم یک دنیا احساس است !

احساسی لگدمال شده...  احساسی به وسعت یک دل شکسته! و یک قلب سوخته!

سکوتم یک دنیا نگاه است و یک دنیا اشک! اشک بی کسی!؟ و یا  ... نه!!! اشک انتظار ...   آری ! انتظار آخرین نفس... و یک کوچ در سکوت ! کوچی در اوج بی نام و نشانی...

و من اکنون خوب! می دانم که زندگی تلخ است و وفا فقط یک رویای بچگانه  ...  و عشق سرابیست که فقط در کتابها آمده ...همین و بس!

اینجا سرزمین گرگهاست ... و سکوتی ظالمانه حکم فرما!

 

نوشته شده در دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1385ساعت | 10:22 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (0)