X
تبلیغات
رایتل

عاشقانه

نمی دانم

نمی دانم..چه بود

نمی دانم..فرشته بود

نمی دانم..عشق بود

نمی دانم..چه بود

می خواهم در اوج فریاد بزنم و بگوییم .

این حق من نبود...

این آشفتگی آخه مال من نبود.

آرزویم چیزه دگر بود..

اما افسوس طالعم.نحس بود

و او شد یک خاطره..

 

گناه من چه بود که این گونه غمهایم را باید در چشمان حبس می کردم

 

 

وفریادم  فقط سکوت غمم بود!

 

نوشته شده در شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1385ساعت | 01:52 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (1)