X
تبلیغات
نماشا
رایتل

عاشقانه

مطمئن باش برو
ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی
به من و عشقی پاک
که پر از یاد تو بود
و به یک قلب لطیف
که خیالم می گفت:
تا ابد مال تو بود
تو برو
برو تا راحت تر تکه های دل خود را
سر هم بند زنم
 
چه زیبا! گفتم دوستت دارم؛ چه صادقانه پذیرفتی
چه فریبنده آغوشم برایت باز شد
چه ابلهانه!  با تو خوش بودم
   چه کودکانه ! همه چیزم شدی
       چه زود به خاطر  یک کلمه مرا ترک کردی
          چه ناجوانمردانه! نیازمندت شدم
         چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد
چه بیرحمانه!  من سوختم

 

نوشته شده در جمعه 9 شهریور‌ماه سال 1386ساعت | 09:09 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (2)