فریاد چاپ
تاریخ : جمعه 20 مهر ماه سال 1386
فریاد
دلم می خواهد فریاد بکشم
فریادی بلند
انقدر بلند
تا لحظه ای
فقط لحظه ای
دلم از این زندان بی کسی
گریخته
و در این شب هجران
لحظه ای
و فقط لحظه ای
نور ماه را تجربه کند
دلم می خواهد انقدر بلند فریاد بکشم
تا نفسهای تنهایی ام
کوه را مرتعش سازد
انقدر مرتعش
که عالم
برای لحظه ای
فقط لحظه ای
سکوتم را احساس کند
وقتی که فریاد بلندم
روحم را با تو صیقل می دهد
و چیزی جز
هیچ
نصیب ام نمی شود
اری من فریاد می کشم
تا از انچه که تقدیر برایم رقم زده
شکوه کنم
اما
تو از این فریاد چه می فهمی؟
چیزی جزانچه من از ان فریاد می کشم
اری
چیزی جز انچه من تجربه کرده ام



