X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

عاشقانه

نمی دانم که این عشق چگونه بر کویر خشک قلبم بارید که دل بی خبرم عاشق شد

و به عشقش می بالد
. . .

نمی دانم می داند که با دیدنش می رود از تن و جانم خستگی
. . .

نمی دانم تا کی عاشق می ماند
. . .

نمی دانم می داند بدون او بی قرارم ، هیچم ، پیچم
. . .

نمی دانم می داند در انتظار فردای با او بودنم
. . .

نمی دانم چگونه سر کنم لحظات بی او بودن را
. . .

نمی دانم می داند که هیچگاه عشق واقعی نمی میرد
. . .

نمی دانم می داند دوست ندارم در رویای کسی دیگر باشم
. . . . !

نوشته شده در دوشنبه 5 آذر‌ماه سال 1386ساعت | 01:59 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (1)