X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

عاشقانه

تلخ است پر سه های خیابان عصرها

بی چتر زیر نم نم باران  عصرها

گم کرده ام همیشه خودم را کنا ر تو

درسایه های مبهم و بی جان عصرها

حالا ترانه های بنان دل نشین تراند

حالا نشسته ایم در ایوان عصرها

اما هنوز سایه ی این سر نوشت تلخ

افتاده است بر تن فنجان عصرها

گنجشک های حادثه هی برگ می شوند

بر شاخه های خشک درختان عصرها

من ابر می شوم و تو را گریه می کنم

همراه  باد های   پریشان  عصر ها

"ازهرطرف نرفته به بن بست می رسیم"

در کو چه های سر به گریبان عصر ها

 

نوشته شده در جمعه 30 آذر‌ماه سال 1386ساعت | 11:50 ق.ظ توسط سیاوش | نظرات (0)