X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

عاشقانه

رفت و منو تنها گذاشت با کوله بار خستگی-

گم شدم و تنها شدم تو کوره راه زندگی

رفت و نگاهی ام نکردبه این مسافر غریب

که بعد اون چه میکشه از این همه درد و فریب

رفت و نگامو ندید که غرق بارونو غمه

از این همه درد هرچی بگم بازم کمه

رفت و بازم تنها شدم با خاطرات بچگیم

با یک بغل شعرو غزل که گم شده تو زندگیم

رفت و کتاب عشقمو زیر غبار روزگار

از یاد اون رفت و حالا منم اسیرو بی قرار

رفت و کبوترای عشق واسش بهونه میگیرن

گلای باغ زندگیم از غم هجرش میمیرن

رفت و نگفت که کی میاد نگفت بی یادم میمونه

اما دل ساده من باز اونو عاشق میدونه.

 

نوشته شده در سه‌شنبه 11 دی‌ماه سال 1386ساعت | 11:22 ق.ظ توسط سیاوش | نظرات (0)