X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

عاشقانه

کاش امشب باران ببارد بارانی که همیشه دلم برایش تنگ می شود کاش امشب باران ببارد و روحم را جلا بخشد هنوز هم بوی خاک باران خورده مدهوشم می کند مرا می برد تا انتهای رویاها

کاش زیر باران باشم زیر آسمان بی انتها بدون چتر بدون سرپناه تنهای تنها و به آسمان نگاه کنم این آسمان دیدن دارد آسمان هم درد را می گویم وقتی به عمق اشک های آن می نگرم دلم آرام می گیرد و تازه باورم می شود که هنوز هم باران بیشتر از من اشک می ریزد .

باران که می بارد همه گریه می کنند گریه ای که هیچ کس آن را نمی بیند ولی بعد از آن همه دلشان باز می شود  ،باران که می بارد می برد دلها را تا ناکجای روئیاهای عاشقانه،  کاش امشب باران ببارد با بوی همیشگی اش خدا کند که بهشت هم همین بو را داشته باشد،  کسی می گفت دلیل اینکه خاک نم خورده انسان را مدهوش و سرگردان خویش می کند این است که انسان نیز از همان جنس است شاید انگار باران به جای همه گریه می کند و راز دل همه را از خدا می خواهد و آسمان که آرام می شود همه آرام می شوند،  ببار ای دلسوز بشر ببار که باریدنت را دوست دارم  ،ببار که شاید از پس اشک های تو دل انسان آرام گیرد،  ببار که شاید این همه احساس تو به ما هم احساسی نو هدیه کند  ،ببار که این ذلال بشوید هر آنچه ذلال نیست ، بشوید بدی ها را،  بشوید غم ها را،  بشوید نامردمی ها را،  بشوید زشتی ها را،  بشوید کینه ها را تا شاید از پس آن مانند کودکی که بعد از گریه صورت از پای مادر بر می دارد و آرام می شود ما هم آرامشی را دست یابیم که نیست که فراموش شده که نمی دانم کی و کجا این بشر جایش گذاشته و مدتی است که نیست و مدتی است دلم در پی این دلتنگی ها آن را خواب می بیند ، ببار که باریدن تو قشنگ است

 

نوشته شده در شنبه 6 بهمن‌ماه سال 1386ساعت | 03:01 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (1)