X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

عاشقانه

 تا کی ؟ تا کی می خوای اومدنت رو پشت روزها و هفته های تقویم  قایم کنی ؟ تا کی

می خوای واسه بودنت واسه اومدنت بارون رو بهونه کنی؟ بس نیست ؟

 این همه از تو گفتن بس نیست ؟تا کی باید از تو بنویسم ؟

 خسته شدم ... خسته شدم از بودن با خاطره هات...خاطره هایی که مال من نیست و

در من غوطه ور شده...امشب می خوام دستات رو تو دست مهتاب بذارم ...

 امشب میخوام دیگه نباشم و دلم رو بسپرم به آسمون...وقتی واژه هام در برابر تو کم میارن

 دلم دیگه حرفی واسه گفتن نداره ...دلم آروم شده آروم تر از عمق نگاه تو...

دیگه وقت رفتنه...دل بیتابم رو کنار چشات جا میذارم و گم میشم تو همه ی بودن ها و رفتن ها...

همین جا کنار خاطره های نبودن تو و بودن و موندن من آخر دفتر

خاطراتم مهر پایان میزنم...حالا این تو و این خاطره های بارونی بودن خیالت....

 

نوشته شده در شنبه 10 فروردین‌ماه سال 1387ساعت | 04:08 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (2)