X
تبلیغات
رایتل

عاشقانه

به روی دل نوشتم من که این منزل فروشی نیست

سرائی که بیارامی لباسی که بپوشی نیست

 

به روی سینه بنوشتم که مشکل می پسندم من

به اِصرار و به اِستدعا،به کاری که بکوشی نیست

 

تو گفتی لااقل یکبار ، گویم دوستت دارم

بدان عشقم نمی آید و اشکال از خموشی نیست

 

که این جمله مَلالتها ، ریاضتها طلب دارد

چو جامی که بنوشانی ، چو آبی که بنوشی نیست

 

بِسان تو ، هزاران کس ، به عشقم مدعی بودند

برای ادعای تو ، دگر بیچاره گوشی نیست

 

به گِل مانده بزرگانی که طی الارض می کردند

تو را حتی ستوری ،مَرکبی،اسب چموشی نیست

 

تو عاشق نیستی ،ابله! تو دلالی،تو حیوانی

ز عشقم منصرف می شو،که کارِ هر وحوشی نیست

 بینش پژوه

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر‌ماه سال 1388ساعت | 11:46 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (1)