X
تبلیغات
رایتل

عاشقانه

خنده ی یک رویای نیمه شب کور ز مهتاب

دل من ....

خسته ی یک خواب به مستی تماشای نگاهت !

دل تو ....

لرزش لب بود به هنگام فرو بردن یک رایحه دردشت شقایق

دل من ....

لرزش اشکیست که بر آن لب لرزان تو میریخت دمادم !

دل تو ....

گور گناهی ست که پنهان کند هربوسه ی غمگین

دل من ...

آینه ای بود که بشکسته به صدنیزه ی مژگان سیاهت!

دل تو...

دردل من خاطره ها را به صد افسوس فرو ریخت

دل من ...

در دل من سائل جاوید خیالی شد و پژمرد !

دل تو ...

در دل تو منظری از قتلگه عشق مرا آرایید

دل من ....

در دل تو خفت و فرو مرد و به رویا پیوست !

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند‌ماه سال 1390ساعت | 01:51 ق.ظ توسط سیاوش | نظرات (0)