این متن نظر یکی از بچه هاست امید وارم خوشتون بیاد
واژه ها را کنار هم خواهم گذاشت و حرفها را ، تا کلمه ای سازند ، و کلمه ها را ، که شاید جمله شود و شاید معنی شود ... دوباره واژه ها بیگانگی میکنند ، دوباره کلمه ها بوی غریبی دارند ، و دوباره نوشته ام پر از ابهام شده ... چقدر سخت است هنگامی که میخواهی بنویسی ، اما قلم در دستانت خشکیده چه سخت است وقتی که حرف داری ، اما لبانت به هم دوخته شده و چه عذاب آور ، هنگامی که دیدگانت نیز تو را همراهی می کنند ، و اینگونه کاغذی را نیز که برایت مانده بود تا درد دلت را برایش بی زبان و بی قلم بگویی ، تر کرده ... همه چیز از من گرفته شده ، خود گرفتم ، ناخواسته ، شاید هم خواسته ولی ندانسته .. و ... اینک سکوت ...
|