-
چه خوش باور بودیم
جمعه 27 مردادماه سال 1385 14:05
چه خوش باور بودیم تو دل یه کویر زیر نورمهتاب روی شنهای روان با پای برهنه می دویدم مست و خوش باور از این همه زیبایی ، اما هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که خورشید در کمین لحظه ها ست
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 26 مردادماه سال 1385 19:42
همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای..
-
آرزو
چهارشنبه 25 مردادماه سال 1385 22:22
روزی ازم پرسید:بزرگترین آرزوی توچیست؟ گفتم:تحقق یافتن آرزوی تو..... اما افسوس هرگزندانستم آرزوی تو جدایی از من بود
-
یادته برات نوشتم
چهارشنبه 25 مردادماه سال 1385 22:20
یادته برات نوشتم...اگه عاشقم نباشی... الهی بمیری اگه دوستم نداشته باشی...غیرمن کسی روداشته باشی...الهی بمیری بعدش برات نوشتم... همه رودروغ نوشتم...خودم بمیرم اگه تویه روزخواسته باشی... که منودوست نداشته باشی...خودم می میرم برات بمیرم*برات بمیرم نبینی قهر خدارو... بدیهای روزگارو... الهی نمیری الهی نمیری بمونه سایت روی...
-
سر نوشت من
چهارشنبه 25 مردادماه سال 1385 19:02
سر نوشت من فردا شاید بمانم شاید ، _ اما نگاهی دگر ،عشقی دگر و شایدم دردی دگر _ به دور دست ها خواهم رفت آشنا ، آنچه که دیگران نمی دانند : می آیم ، همچون کرمی در گلوی تو می آیم ، تا دردها یت را بر انگیزم می مانم، تا در نگاه تو ذوب شوم می آیم ، از کهکشان تا جاودان در کنار ستاره ها می مانم، برای جنگیدن _ و تو حیوانی سخت و...
-
فراموشی
سهشنبه 24 مردادماه سال 1385 14:07
فراموشی خدایا از آن می ترسم که باز به غیر تو بنگرم. از آن می ترسم که باز فراموشت کنم، که تو فراموش نخواهی کرد. خدایا از آن می ترسم که عادی شوم. خدایا می خواهم مثل خودت باشم و فراموش نکنم حقیقت را. خدایا حیران و سرگردان توام، تو نیزکمکم کن که واله و مجنون گردم. خدایا می خواهم تو خدایم باشی نه دنیا، که دنیا نیز خدای...
-
من چه هستم
دوشنبه 23 مردادماه سال 1385 17:05
به خورشید گفتم گرمی اش را به من بده تا به تو بدهم، گفت:دستانش گرمای مرا دارند. به آسمان گفتم پاکیش را به من بده تا به تو بدهم. گفت: چشمانش پاکی مرا دارند. از دشت سبزی اش را خواستم تا به تو بدهم. گفت: زندگیت سبزتر از اوست. از دریا بزرگی و آرامشش را خواستم تا به تو بدهم. گفت: قلبت به اندازه ی اقیانوس است و آرامشت نیز....
-
عشق چیزی است که
دوشنبه 23 مردادماه سال 1385 17:03
عشق چیزی است که بیشتر از هر چیز داشتنش را دوست میداریم و بیشتر از هر چیز دادنش را دوست میداریم ؛ و هیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود
-
اینهم یه سری نوشته های جالب
یکشنبه 22 مردادماه سال 1385 18:24
آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم. اگه یک روز یکی در دلت رو زد، سعی کن قبلش آیفون دلت رو تصویری کرده باشی... چون اگه نبینیش و وارد دلت بشه، دیگه نمیتونی بیرونش کنی. چون مهمون...
-
اگر به خاطر زیبایی
یکشنبه 22 مردادماه سال 1385 18:22
اگر به خاطر زیبایی اگر به خاطر زیبایی ، دوست ام میداری دوستم مدار! خورشیدرا دوست بدار با گیسوان زرینش . اگر به خاطر جوانی دوستم میداری دوستم مدار! به بهار عشق بورز که هر ساله جوان است. اگر به خاطر دارایی دوستم می داری دوستم مدار! پری دریایی را دوست بدار که مروارید و یاقوت ، بسیار دارد. اگر دوستم می داری به خاطر عشق پس...
-
تازگیها
شنبه 21 مردادماه سال 1385 23:40
تازگیها بهت خالی چشمانم را از امتداد نگاه آیینه می دزدم کسی آنجاست که آشنای من نیست... در تلفیق وضوح و ا بهام این روزها انگار، من بعد مبهم ماجرایم !... ورق ها را که بر می زدی می دانستم دل آس و پاس من گشنیزی هم نمی ارزد برای تو ورق ها را که می چیدی هنوز کنارم بودی فاصله دلها مان را اما سربازی مشق قدم آهسته میکرد.
-
باورت میشود؟
شنبه 21 مردادماه سال 1385 23:39
باورت میشود؟ آن قدر زیاد خوابت را دیدهام آن قدر زیاد با سایهات راه رفته ام، حرف زدهام آن قدر سایهات را دوست داشتهام که دیگر چیزی از خودت برایم باقی نمانده...
-
من
شنبه 21 مردادماه سال 1385 23:36
من نبودم کسی که در خانه ات کوبید کسی که به تو سلام داد من نبودم کسی که سالها عاشق تو بود و هرکجا میرفتی دنبالت می کرد من نبودم دروغ گفتم !!!!!! من بودم !!!!! من همان بودم که تو هیچ وقت نخواستی ببینی با این حال من بودم که عاشق تو بود هنوز هم عاشقت هستم حالا این را با صدای بلند فریاد میزنم و تو گریه می کنی و می گویی:...
-
برای عشق
شنبه 21 مردادماه سال 1385 17:35
برای عشق تمنا کن ولی خوار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق...
-
فتابگردون
شنبه 21 مردادماه سال 1385 17:28
افتاب غروب کرد ,افتابگردون دنبال خورشید میگشت شب شد , ستاره بهش چشمک زد افتابگردون سرشو پایین انداخت , چون گلها هرگز خیانت نمی کنن .
-
ای عشق من
شنبه 21 مردادماه سال 1385 17:27
ای عشق من تا وقتی که تو هستی، تا لحظه ای که یاد تو در خاطر من جاریست ! تا زمانی که دستهای گرمت همراه دستای خسته ی منه ! تا وقتی که نگاهت تنها پناهگاه و تکیه گاه نگاه سرگردان منه ! تا زمانی که تو همسفر جاده زندگی من هستی ! تا وقتی که شونه های تو امن ترین جای دنیاست برای من ! من زنده هستم! برای زندگی کردن با تو !
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 مردادماه سال 1385 10:10
من اه می کشم و تو پشت سر هم مینویسی از همه چیز شعر می سازی حتی سلام های سرسنگینم و خداحا فظی هایت که همیشه بی جواب می ماند من دیگر خسته شدم از این همه حرفهای تکراری از این همه...... بگذریم نمی دانم چرا دلم,دیگر به چشمهای کسی بند نمی شود؟؟؟؟
-
یادم باشد
جمعه 20 مردادماه سال 1385 17:42
یادم باشد حرفی نزنم که دلی بلرزد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را یادم باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست یادم باشد جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاک...
-
دنیا
جمعه 20 مردادماه سال 1385 11:56
کاش هرگز به این دنیا نیامده بودم و حال که آمده ام کاش زودتر مرگم فرا رسد آخر چگونه می توان در این دنیا زندگی کرد ؟ دنیایی که در آن آدمها روزی چندین بار عاشق می شوند دنیایی که در آن عشق را فقط می توان در ویترین کتابفروشی ها یافت دنیای که در ان محبت و صداقت مرده و جای خود را به بی وفایی دروغ داده دنیایی که در آن دروغ...
-
دریا
جمعه 20 مردادماه سال 1385 11:54
فریادهای خاموشی دریا،- صبور و سنگین :می خواند و می نوشت !من خواب نیستم ،خاموش اگر نشستم مرداب نیستم روزی که بر خروشم و زنجیر بگسلم روشن شود که آتشم وآب نیستم
-
کی چی میگه؟
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1385 14:17
فرانسوی ها میگن : عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد. اسپانیایی ها میگن : عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است . ایتالیایی ها میگن : عشق یعنی ترس از دست دادن تو ایرانی ها هم میگن : عشق سوءتفاهمی است که به ازدواج می انجامد.
-
I LOVE YOU
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1385 23:43
________97977754767676757755___ ________66868686849840327946___ _______________575654&_________ _______________7634566_________ _______________5643565_________ _______________7645487_________ _______________4863133_________ _______________4689461_________ _______________8745879_________...
-
آغاز نفرت
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1385 16:18
آغاز نفرت برگ های سبز ِ ، شاخه های درخت باغ امیدم همه ریختند با تند بادی از پشت پا زدنهایت همه شکستند با دل شکستگی هایت همه خشک شدند با درک نکردن هایت دگر برایم چه مانده ... فقط آن تک برگِ سبز که برروی تک شاخه بلند ِ استوار بر تک درختی که تنها امیدم به توست که ریشه هایش ز خاک برآمده و آفتاب سوزنده حرف هایت، که بر سر...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 17 مردادماه سال 1385 15:40
از شاعر شدنم پرسیدی , راستش را بخواهی از یک نرسیدن شروع شد و یک عشق ناباب و با یک سلام کوچک , بزرگ شد و با یک نگفتن گل کرد و این ترانه ها جبران همان نگفتن است
-
I LOVE YOU
دوشنبه 16 مردادماه سال 1385 16:33
888888888111111118888881111111188888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888881111111111888811111111118888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888811111111111188111111111111888888888888888888888888888888888888888888888888888...
-
عکس خدا در اشک عاشق
دوشنبه 16 مردادماه سال 1385 12:15
عکس خدا در اشک عاشق قطره دلشدریا میخواست. خیلیوقت بود که به خدا گفتهبود . هر بار خدا میگفت: از قطرهتا دریا راهیست طولانی . راهی از رنجو عشقو صبوری. هر قطره را لیاقتدریا نیست . قطره عبور کرد و گذشت. قطرهپشتسر گذاشت . قطره ایستاد و منجمد شد. قطره روانشد و راه افتاد. قطرهاز دستداد و بهآسمان...
-
پنجرههای روح
دوشنبه 16 مردادماه سال 1385 12:13
چشمهایت دوست من پنجرههای روحت هستند. در آنها به تماشا می نشینم اندوهت را زنده بودنت را خستگیت را اشتیاقت به عشق را وفاداریت را هراست را امیدت را خوشی زندگیت را چشمهایت دوست من پنجرههای روحت هستند در نگاهت کشف میکنم تو را . .;.مارگوت بیکل .;.
-
امروز
یکشنبه 15 مردادماه سال 1385 13:55
امروز به پایان می رسد از فردا برایم چیزی نگو! من نمی گویم : << فردا روز دیگری است >> فقط می گویم : << تو روز دیگری هستی ...>> تو << فردائی >> همان که باید به خاطرش زنده بمانم .... پس بیا انتظار سخت است وقتی که مریضی وقتی که در بستر درد می کشی نمی دانی چقدر صدای عشق آرام بخش است این...
-
عشق
شنبه 14 مردادماه سال 1385 22:21
عشق تنها آزادی در جهان است چون روح را چنان نوازش میکند که هیچ قانون طبیعی یا انسانی نمی تواند ماهیت آن را تغییر دهد
-
پلی از عشق
شنبه 14 مردادماه سال 1385 07:15
پلی می سازم از عشق به سوی تو می آیم و به تو دسته گلی هدیه میکنم دسته گلی از نور که با آن دنیا را روشن کنیم ببینیم که زندگی زیباست آری هر چه هست از ماست.