-
چه دوری ،
سهشنبه 14 اسفندماه سال 1386 20:43
چه دوری ، وقتی کنار تو نشسته ام و به آرزوهای خفته ام فکر می کنم چه نزدیکی ، وقتی فرسنگها از تو فاصله گرفته ام و در میدانچه قدیمی با میوه های کال حرف می زنم . اتاقم پر از باران می شود ، وقتی رویا ها یم را فراموش می کنی و چشمهایم را پشت آفتاب جا می گذاری . دلم پر از خون می شود وقتی سلامم را نمی شنوی و در کشتزار زندگی...
-
بهار را باور کن
یکشنبه 12 اسفندماه سال 1386 15:27
بهار را باور کن باز کن پنجرهها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده ست باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها...
-
دردهای من
یکشنبه 5 اسفندماه سال 1386 20:21
دردهای من جامه نیستند تا زتن درآورم ‹‹ چامه وچکامه››نیستند تا به ‹‹رشته سخن››درآورم نعره نیستند تا ز‹‹نای جان››برآورم دردهای من نهفتنی دردهای من نگفتنی دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی که رنگ روی آستینشان مردمی که نام هایشان جلد کهنه شناسنامه هایشان درد می کند...
-
تو که می دانی عاشقم
شنبه 4 اسفندماه سال 1386 18:38
درخشش ستاره هایت را از من مگیر تو که می دانی عاشقم عاشق برق چشمانت یکرنگی دلت را پنهان نکن تو که می دانی ! دیوانه ام . دیوانه ی آرامش آبی ات ! ای آسمان زندگی ام
-
تـنها
جمعه 3 اسفندماه سال 1386 11:34
تـنها چند روز است، بغض گریههای خستهام را بر دوش گرفتهام و هیچ دلتنگی را . چند ماه است، گلویم پر از آواز است و هیچ شنوندهی را . چند سال است، دیوانم پر از شعر است و هیچ خوانندهی را، نمییابم تا اشک و آواز و شعرم را برایش بگذارم
-
دلتنگی
پنجشنبه 2 اسفندماه سال 1386 16:26
میـــــــدانم این روزهـــا پر از دلتنـــــگی منی! خودخـــــواهی نمیــــکنم بـــــاور کـــن مـــن از تو لبریزتر از دلتنـــگی ام و تنـــها امیـــد دســـت های تنـــهای مـــــــــن ،نفســهای گـــرم تـــوست که مــــرا گرم میکند و مـــن ایــنجا ، فقـــط شــعر میـــخوانم تـــا تــو بیــــایی و مــن هـــــم وصــال را تصـــور...
-
ازتو می نویسم
چهارشنبه 1 اسفندماه سال 1386 21:44
مثل آسمان که می نویسد از ابر، مثل ابر که می نویسد از باران، مثل باران که می نویسد از رود، مثل رود که می نویسد از دریا، من از تو می نویسم مثل دریا که می نویسد از موج، مثل موج که می نویسد از ساحل، مثل ساحل که می نویسد از انتظار، مثل انتظار که می نویسد از دلتنگی، من ازتو می نویسم
-
مهربانی ممنوع !
سهشنبه 30 بهمنماه سال 1386 22:01
مهربانی ممنوع ! دست سوزنده مشتاقت را در نهانخانه جیبت بگذار تا که پابند نباشی به کسی دست بدهی خارهایی هستند که ز سر پنجه دوست, با سرانگشتانت میجنگند دوستی مسخره است مهربانی ممنوع ! و تو ای دوست ترین در نهانخانه جیبت بگذار, دست سوزنده مشتاقت را من و تو باید از سلسله بایدها, دستهامان رازنجیر کنیم با زبان دگران لحظه...
-
سرای بی کسی
سهشنبه 30 بهمنماه سال 1386 21:59
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند یکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی کند کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند گذرگه ایست پر ستم که اندرو به غیر غم یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 بهمنماه سال 1386 01:29
سلام امشب بدجوری دلم گرفته نمی دونم چرا شاید واسه اینه که اونی که هر سال این موقع واسش کادو می خریدم دیگه نیست شایدم واسه اینه که الان تو خونه تنهام نمی دونم ولی هر چی هست خیلی دلم گرفته فقط یه چیز می تونم بگه قدره عشقتون رو بدونید و نزارید راحت ازبین بره همین خداحافظ
-
نبودش
چهارشنبه 24 بهمنماه سال 1386 11:23
پیشا پیش روز ولنتاین رو به همه تبریک می گم امید وارم زندگیی پر از عشق داشته باشین ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ نبودش ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه دیدار این خونه فقط خوابه ، تو که رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت نمردم،...
-
مطلبی زیبا و جامع، قبل از روز ولنتاین
چهارشنبه 24 بهمنماه سال 1386 11:20
مطلبی زیبا و جامع، قبل از روز ولنتاین " همه چیز در مورد روز ولنتاین " * ولنتاین یا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوریه برابر با 25 بهمن جشن گرفته میشود . * سمبلهای ولنتاین شامل موارد زیر میباشد : 1- شکل یک قلب ساده و یا تیر خورده: از آنجـایـی کـه قـلب مرکز احساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده آسیب...
-
خلوت دلگیر
دوشنبه 22 بهمنماه سال 1386 19:46
من دراین خلوت دلگیر جان می سپارم امشب تقسیم می کنم سکوت را با سکوت ... وتو درآنسوی این شب با غم ها بیگانه می گریزی از یاد من شاید اما در خیالت یاد من می شکفد من ولی در این خیالم که در چشمهای خسته ات امروز شادی کجا بود...؟
-
پشیمانم...
شنبه 20 بهمنماه سال 1386 20:55
راستش نمیدانم اقرار به پشیمانی خودش پشیمانی میاورد یا نه ... اما بگذار آیینه وار اغرار کنم ... پشیمانم ... از تمام حس هایی که نثار این یخ بسته های سنگی کردم ... از تمام لبخند هایی که با تایید اهل دل به روترشی اهل عقل زدم از تمام سادگی های بی جواب مانده ام ... از تمام نیمه های پر لیوان ها که دیدم ... سخت ... پشیمانم...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 بهمنماه سال 1386 14:35
پرکن پیاله را که این آب آتشین دیری است ره به حال خرابم نمی برد این جامها که در پیم می شود تهی دریای آتش است که ریزم به کام خویش گرداب می رباید و آبم نمی برد من با سمند سرکش و جادویی شراب تا بیکران عالم پندار رفته ام تا دشت پر ستاره اندیشه های ژرف تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی تا کوچه باغ خاطره های گریز پا تا شهر یادها...
-
من بازم اومدم
چهارشنبه 17 بهمنماه سال 1386 16:20
سلام بلاخره مشکلاتم حل شد و اومدم امیدوارم بتونم فعال تر از قبل باشم از حضورتون ممنون موفق باشین بای
-
تو مرا می فهمی
چهارشنبه 17 بهمنماه سال 1386 16:18
تو مرا می فهمی من تو را می خواهم وهمین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی ... آرزویم این است نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد ... نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز .... و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی .... عاشق آنکه تو را می خواهد...
-
معذرت خواهی
دوشنبه 15 بهمنماه سال 1386 23:01
سلام متاسفاْ که چند وقته آپ نکردم یه کمی سرم شلوغه ولی سعی می کنم تا دو سه روز آینده یه پست جدید بزارم راستی نظرات کم شده ها در هر صورت ممنون که به مند سر می زنین موفق باشین بای
-
آیینه
پنجشنبه 11 بهمنماه سال 1386 18:06
وز بعد از رفتن تو آینه جا خورد تا منو دید آینه با من گفتگو کرد اول از حال تو پرسید روز بعد از رفتن تو رازقی مرد، باغچه خشکید دل اطلسی شکست و شعرم از دست تو رنجید روز بعد از رفتن تو ظلمت تازه ورق خورد نسترن های رو طاقچه بی تو پرپر شد و پژمرد نفسامو تو سینه پس زد، زمین عاشقاشو بلعید شیشه ی پنجره یخ زد، بارون فاجعه بارید...
-
نشانیه تو
چهارشنبه 10 بهمنماه سال 1386 17:25
تورا دوست میدارم هم قسم باز هم امروز در دلم دردی دارم بازم چشمانم از حسرت خیس است آخر چرا تو را غریبه میدانم؟ تو که تمام دل را مال خود کرده ای تو که الماس چشمایم را گرفته ای یادت است غریبه من انروز تو را دیدم من بین آن همه چشم تو را شناختم تو را که با همه فرق داشتی اما چرا همه نمیرفتند تا من بتوانم با تو تنها باشم؟ تو...
-
تنها
دوشنبه 8 بهمنماه سال 1386 19:12
تنها ترین تنها منم سرگشته و رسوا منم آه ای فلک ای آسمان تا کی ستم بر عاشقان بشنو تو فریاد مرا آه ای خدای مهربان عشق تو خوابی بود و بس نقش سرابی بود و بس این آمدن این رفتنم رنج و عذابی بود و بس ای فلک بازی چرخ تو نازم بی گمان آمدم تا که ببازم ای دریغا که شد دو چشم سیاهی قبله گاه من و روی نمازم تو ای ساغر هستی، به کامم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 بهمنماه سال 1386 22:57
نشسته بود روی زمین و داشت یه تیکه هایی رو از روی زمین جمع می کرد . بهش گفتم: کمک نمی خوای؟ گفت:نه . گفتم: خسته می شی بذارخوب کمکت کنم دیگه . گفت: نه خودم جمع می کنم . گفتم:حالا تیکه ها چی هست؟بد جوری شکسته معلوم نیست چیه؟ نگاه معنی داری کرد و گفت:قلبم. این تیکه های قلب منه که شکسته. خودم باید جمعش کنم بعدش گفت : می...
-
حقیقتی کوچک اما شگفت انگیز برای ساخت زندگی
یکشنبه 7 بهمنماه سال 1386 22:55
حقیقتی کوچک اما شگفت انگیز برای ساخت زندگی اگر: A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z برابر 26-25-24-23-22-21-20-19-18-17-16-15-14-13-12-11-10-9-8-7-6-5-4-3-2-1 باشد ... آن گاه داریم ... کار سخت HARD WORK H+A+R+D+W+O+R+K 98%=11+18+15+23+4+18+1+8 دانش KNOWLEDGE K+N+O+W+L+E+D+G+E 96%=5+7+4+5+12+23+15+14+11...
-
باران
شنبه 6 بهمنماه سال 1386 15:01
کاش امشب باران ببارد بارانی که همیشه دلم برایش تنگ می شود کاش امشب باران ببارد و روحم را جلا بخشد هنوز هم بوی خاک باران خورده مدهوشم می کند مرا می برد تا انتهای رویاها کاش زیر باران باشم زیر آسمان بی انتها بدون چتر بدون سرپناه تنهای تنها و به آسمان نگاه کنم این آسمان دیدن دارد آسمان هم درد را می گویم وقتی به عمق اشک...
-
نگاهم
جمعه 5 بهمنماه سال 1386 18:50
نگاهم یتیم ندیدن نگاهی است که در خزانی سرد تنهایم گذاشت! و چشمانم در انتظار نوری است که با رفتنش قلبم را در احاطه ی خلا ای مبهم نابود کرد و دست هایم به سوی آسمانی است که مرا ازعشقم جدا ساخت! و نگاهم به دنبال بی کرانی است که هیچ وقت در افقهای قلبم پایان نمی یابد .... و اشک هایم محبوس صدفی است که در دریای غمهایم غرق...
-
اگه....
پنجشنبه 4 بهمنماه سال 1386 21:50
اگه یه نامه باشم پر از پیامای خوب کاشکی جوابم تو باشی اگه یه عابر باشم اسیر طوفان شن کاشکی سرابم تو باشی پر از گناهم اگر رها شده بی خبر کاشکی گناهم تو باشی اگر تمام تنم دو چشم خسته باشه کاشکی نگاهم تو باشی تو در من تب خوندنی تب تند و فریاد تو اصلا تمام منی ، یه سایه ی همسفر ، یه همزاد تولد یک صدا یه فریاد سکوت من شیشه...
-
می بینی
چهارشنبه 3 بهمنماه سال 1386 20:39
می بینی !!!! تو چه آرام می گذری از کنار تنهاییم نیم نگاهی ولبخندی به نشانه دوستی یا رسم وعادت دیرین برای تسکین قلب من است یا افکار خودت؟؟؟؟؟ ???? نمی دانم !!!! هر چه هست قلب مرا به آتش می کشاند چشمانم را می سوزاند لبانم را قفل می کند .
-
وقتی
چهارشنبه 3 بهمنماه سال 1386 20:34
شگفتا : وقتی که بود نمی دیدم وقتی می خواند نمی شنیدم وقتی که دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند ! چه غم انگیزاست وقتی چشمه سرد و زلال در برابرت، می جوشد و می خروشد و می خواند ومی نالد، تشنه آتش باشی ونه آب، و چشمه خشکید , از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت، و آتش کویر را تافت، و در خود گداخت واز زمین آتش...
-
عشق رنگ زرد خورشید مهربان است....
پنجشنبه 27 دیماه سال 1386 14:28
داشتم جائی می خواندم که کسی گفت شرط دوست داشتن و عشق حفظ آن هست راستی نهایت عشق را می توانی در چشمهای مضطربم بخوانی؟ اگر می توانی پس تو هم مانند من عاشقی !!! گفتم اضطراب؟ از کجا فهمیدی ؟از رنگ زرد رخسارم؟؟؟ یادم نیست از که شنیدم اما خوب گفت که : عشق رنگ زرد خورشید مهربان است .... راستی عشق را از رنگ پریده ام می...
-
جاوید من
چهارشنبه 26 دیماه سال 1386 08:21
جاوید من تو از متن یک رویــا آمدی تا خواب های هزار رنگم تعبیر شوند و لبــــخنــد های رنــــــــگ باخـــتــــه ام تــازه . تـــو حالا جانی و جان جانان در تــــو جاری شـــده و من چه آسوده خودم را به دستهای سخاوتمندت سپـــرده ام . حــــــــالا از دنـــیا جــــدا شده ام چرا کــه تــو را دارم چشمهای تو برایم دنیایی...