-
اگر عشق معنا شده
پنجشنبه 25 آبانماه سال 1385 15:10
اگر عشق معنا شده دربیان دوستت دارم اگر عشق سر چشمه گرفته از محبت تو اگر عشق نهاده شده در سراپا وجود تو اگر عشق وجود دارد در نگریستن به تو اگر به پایان می رسد فاصله ها با فکر تو اگر ... و هزار اگر دیگر .. می خواهم تا ابد در رخ زیبایت بنگرم و به تو بیاندیشم و از محبت عشق تو سیراب شوم تا بدانند عاشقم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 آبانماه سال 1385 16:08
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شانه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن تو... اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام جود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم اری من...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 آبانماه سال 1385 15:13
-
معجزه ای شگفت انگیز
دوشنبه 22 آبانماه سال 1385 15:06
مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید. (این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است) 1. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید. 2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید 3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 آبانماه سال 1385 17:18
-
عشق واقعیتی است
جمعه 19 آبانماه سال 1385 10:27
عشق واقعیتی است ونه حقیقتی که عشق را در هیچ کجا حقی نیست توفنده و شورنده و سوزنده که می گدازاند اول جان را و بعد تن را ابتدایش شادی و انتهایش غم داغی است بر دل که سوزشی در جان دارد و نرمشی در چشم و واماندگی را در لحظه دیدار بیداد از این ماندگار ترین و شیرین ترین خطای دل ...
-
کیسه کوچک چای
پنجشنبه 18 آبانماه سال 1385 19:17
کیسه کوچک چای تمام عمر دلباخته لیوان شد ولی هربار که حرف دلش را می زد صدایش توی آب جوش می سوخت کیسه کوچک چای با یک تکه نخ رفت ته لیوان حرف دلش را آهسته گفت: لیوان سرخ ش د
-
می تونی
چهارشنبه 17 آبانماه سال 1385 12:53
می تونی نگاهم نکنی اما نمی تونی جلوی چشمای منو بگیری می تونی بگی دوست ندارم اما نمی تونی بگی دوسم نداشته باش می تونی از پیشم بری اما نمیتونی بگی دنبالم نیا پس من نگاهت می کنم دوست دارم وتا ابد دنبالت میام
-
بی تو
یکشنبه 14 آبانماه سال 1385 17:16
بی تو نه امور جهان لنگ میشه نه بین زمین و آسمون جنگ میشه ، نه کوه آب میشه نه آب سنگ میشه ، فقط دل من واسه تو تنگ میشه
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 13 آبانماه سال 1385 14:10
عشق نم ی پرسه تو کی هستی؟ فقط میگه : تو مال من ی عشق نمی پرسه اهل کجایی؟فقط می گه : تو قلب منی عشق نمی پرسه تو چیکار می کنی ؟فقط می گه : تو باعث می شی قلب من به ضربان بیفته عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ : فقط میگه با منی همیشه عشق نمی پرسه دوسم داری؟: فقط می گه دوستت دارم دوستت دارم دیوونه
-
زندگی
جمعه 12 آبانماه سال 1385 20:45
زندگی زندگی گل زردی است بنام غم ، فریاد بلندی است بنام آه ، آئینه شکسته ایست بنام دل مروارید طلایی است بنام اشک .
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 آبانماه سال 1385 20:27
رندی را گفتند . درد بی درمان چیست ؟ گفت . غم عشق پرسیدند . غم عشق چگونه طاقت فرسا شود گفت . در فراق یار گفتند . فراق یار چگونه جلوه گری کند گفت . با آه جگر سوز پرسیدند . جانکاه تر از غم عشق و فراق یار وسوز جگر گفت . آن است که عاشق از ابراز عشق به معشوقش درماند گفتند . چه سازد عاشقی که به این درد مبتلا ست گفت . تنها...
-
برای تو
پنجشنبه 11 آبانماه سال 1385 14:30
تقدیم به تو _________@@@@@@@@__________@@@@ ________@@@________@@_____@@@@@@@ ________@@___________@@__@@@______@@ ________@@____________@@@__________@@ __________@@________________________@@ ____@@@@@@_________ @@@@@ _______@@ __@@@@@@@@@__ @@@@@@@ ________@@ __@@____________ @@@@@@@@@ _______@@ _@@____________...
-
خیانت
سهشنبه 9 آبانماه سال 1385 15:22
خندیدم تورا بازباآن دیگری دیدم تورا جای قهرواخم، بازگفتی اشتباهت دیده ام گفتمت باشد،بخشیدم تورا بازهم این قصه ات تکرار شد بارقیبان رفتنت اِنکارشد آنقدرکردی که دیگر قلبِ من ازتووازعشقِ توبیزارشد آن رقیبان یک شبت می خواستند ذرّه ذرّه پاکی ات می کاستند شب به مهمان خانه ات مهمان شدند صبح اما ازبرت برخاستند آمدی گفتی...
-
حرف شب عید
دوشنبه 8 آبانماه سال 1385 20:21
حرف شب عید تو نیستی هفت سینم چیدن نداره می گن عیده ولی دیدن نداره ببین قلبم شکست اما نترسی ترقه بازی ترسیدن نداره یکی خواستش دل و چیزی نگفتم دل خالی که دزدین نداره تو این دیونه رو باز امتحان کن ولی عاشق که سنجیدن نداره می گی شاید که خوابم رو ببینی چشای خیس که خوابیدن نداره می گم چشم تو باشه قبله من؟ می گی چش که...
-
نگاهت
شنبه 6 آبانماه سال 1385 22:35
نگاهت در زلال آب پیداست حضور فصل باران با تو زیباست چگونه با دوبیتی از تو گویم سزاوار نگاهت بیش از اینهاست
-
زندگی
جمعه 5 آبانماه سال 1385 11:48
زندگی زندگی به من آموخت چگونه اشک بریزم ولی به من نیاموخت چگونه سرازیرش کنم زندگی به من آموخت چگونه دوست داشته باشم ولی نیاموخت چگونه فراموش کنم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 3 آبانماه سال 1385 21:03
یک بغل دلواپسی ....! عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک عشق گاهی ناودان گریه ی اشک بهار عشق گاهی طعنه بر سرو است در بالای دار عشق گاهی یک تلنگر بر زلال تنگ نور پیچ و تاب ماهی اندیشه در ژرفای تور عشق گاهی می رود آهسته تا عمق نگاه همنشین خلوت غمگین آه عشق گاهی شور رستن در گیاه عشق...
-
غم تلخ جدایی
دوشنبه 1 آبانماه سال 1385 04:49
تو را با دیگری دیدم که گرم گفتگو بودی با او آهسته می رفتی سرا پا محو او بودی صدایت کردم و بر من چو بیگانه نگه کردی شکستی عهد دیرین را گنه کردی گنه کردی گناهت را نمی بخشم گناهت را نمی بخشم من از این پس به همه عشق جهان می خندم به هوس بازی این بی خبران می خندم من از آن روزی که دلدارم رفت به غم و شادی این بیخبران می خندم...
-
نمی خواهی………….
یکشنبه 30 مهرماه سال 1385 15:58
نمی خواهی میزبان دلتنگی هایم باشی؟ نمی خواهی حلقه یاس های سپید را به گردنم بیاویزی؟ نمی خواهی شبنم های اشتیاق را به چشمانم هدیه دهی؟ نمی خواهی گونه هایم را به شفافیت شرم بیامیزی؟ نمی خواهی دوباره به معصومیت نگاهم سوگند بخوری؟ نمی خواهی زمزمه کنی:به عظمت اشکی که در دیده ات می درخشد به عظمت سکوتی که در زندگی ات جاری است...
-
بمان
یکشنبه 30 مهرماه سال 1385 15:56
اگر فکر می کنی که رفتنت باعث شکستنم می شود اگر فکر می کنی که از پس رفتنت اشک می ریزم اگر فکر می کنی که با نبودنت لحظه هایم خالی میشود بسیار درست فکر کرده ای تو که میدانی نبودنت را تاب نمی آورم ...پس بمان
-
از شمع سه چیز آموختم
شنبه 29 مهرماه سال 1385 19:48
از شمع سه چیز آموختم 1-ایستاده بمیرم 2-بی صدا بمیرم 3-به پای یار بمیرم
-
قلب ستارگان
شنبه 29 مهرماه سال 1385 19:45
آنگاه که.......... ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس میکنی؛ به خاطر بیاور که ............... زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است !!!!
-
معنی دوستت دارم یعنی چه؟
جمعه 28 مهرماه سال 1385 11:32
معنی دوستت دارم یعنی چه؟ ( د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند . ( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد . ( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی . ( ت ) :...
-
دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست...
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1385 13:06
دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست... آن روز که صدایت در وجودم طنین انداز شد، شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی نهاد...! ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق، خود را در پستوی زمان تنها حس می کنم ... چشم هایم دیگر از آن من نیستند... هیچ نمی خواهند... جز تو! هیچ نمی بینند... جز تو ! دست هایم... به امید نوازش پلک...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 مهرماه سال 1385 14:29
دیدی تا حالا اگر کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی؟ دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی؟ دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی حتی اگر بره و همه چیزو با خودش ببره... حتی اگر از اون فقط های های گریه ی شبانت بمونه و عطر اخرین نگاهش... حتی اگر بعد از رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه دیدی؟ هر گوشه و...
-
زمان
سهشنبه 25 مهرماه سال 1385 15:59
زمان خیلی کند است برای کسانی که انتظار میکشند. خیلی سریع برای کسانی که میترسند. خیلی طولانی برای کسانی که اندوهگیناند. خیلی کوتاه برای کسانی که شاداند. ولی برای کسانی که عاشقاند زمان جاودانگی دارد
-
گفتم:
سهشنبه 25 مهرماه سال 1385 15:55
گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی........ گفتم:عشق یک ماجراست ، ماجرایی که باید آن را بسازی.... گفتم:عشق درد است ... گفتم:عشق رفتن است عبور است ، نبودن است... گفتم: عشق تضاد است.... گفتم:عشق جستجوست ، نرسیدن است...... نداشتن و بخشیدن است.... گفتم:عشق آغاز است , دیر است و سخت است.... گفتم:عشق زندگیست ولی از یه نوع دیگه
-
واژه ی عشق
یکشنبه 23 مهرماه سال 1385 10:11
آنگاه که با دستانت واژه ی عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم .حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد ندارم
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 مهرماه سال 1385 10:09
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهی و پر کرد زدوست اجزای وجود من همه دوست گرفت نامی است زمن بر من و باقی همه اوست