-
گفتمش
شنبه 22 مهرماه سال 1385 17:27
گفتمش بی تو چه میباید کرد ؟ عکس رخساره ی ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهایم کو ؟ تاری اززلف سیاهش راداد .. وقت رفتن همه رومیبوسید به من ازدور نگاهش راداد .. یادگاری به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد
-
دلم غمگین
جمعه 21 مهرماه سال 1385 13:10
دلم غمگین نگام ابری چشام بارون صدام ابری طلوع عشق من بی رنگ غروب گریه هام ابری منو دلتنگیه گریه به روی شونه های تو می شم بارون دلتنگی می بارم ازچشای تو نمی خوام بی تودنیارو باگل ها وباگلدون هاش نمی خوام بی توفردارو با تابستون هازمستون هاش
-
عاشق شده بود.
پنجشنبه 20 مهرماه سال 1385 14:21
دیدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود . انگار خودش نبود عاشق شده بود . افتاد.شکست . زیر باران پوسید آدم که نکشته بود . عاشق شده بود
-
کاش می دیدم چیست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاریست!
چهارشنبه 19 مهرماه سال 1385 16:12
کاش می دیدم چیست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاریست! صدای قلب تو را ،پشت آن حصار بلند همیشه می شنوم من در آن لحظه که صدای موسیقی احساس تو را می شنوم برگ خشکیده ی ایمان را در پنجه باد رقص شیطانی خواهش را در آتش سبز! نور پنهانی بخشش را در چشمه ی مهر می بینم..... کاش می گفتی چیست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاریست
-
مخفف عبارات Love
چهارشنبه 19 مهرماه سال 1385 16:11
Love مخفف عبارات : Lake of sorrow (دریاچه ی غم ) Ocean of tears (اقیانوس اشک ) Valley of death (دره مرگ ) End of life (آخر زندگی )!
-
بنویس دوست دارم
سهشنبه 18 مهرماه سال 1385 10:16
گفت بنویس گفتم با چه بنویسم قلم ندارم گفت با استخوانت بنویس گفتم مرکب ندارم با چه بنویسم گفت با خونت بنویس گفتم ورق ندارم بر روی چه بنویسم گفت بر روی قلبت بنویس گفتم چه بنویسم گفت بنویس دوست دارم
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مهرماه سال 1385 10:10
آه چه غرقاب مهیبی است عشق مهلکه پر ز نهیبی است عشق غمزه خوبان دل عالم شکست شیر دل است آن که از این غمزه رست زندگی عشق عجب زندگی است زنده که عاشق نبود زنده نیست
-
بوسه
پنجشنبه 13 مهرماه سال 1385 14:35
بوسه یعنی وصل شیرین دو لب بوسه یعنی خلسه در اعماق شب بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب , لذت از دیوانگی بوسه آغازی برای ما شدن لحظه ای با دلبری تنها شدن بوسه آتش می زند بر جسم و جان بوسه یعنی عشق من , با من بمان طعم شیرین عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است بوسه را تکرار می باید نمود بوسه یعنی عشق و آواز و...
-
پائیز عمر
چهارشنبه 12 مهرماه سال 1385 14:48
پائیز عمر من زودتر از موعد فرا رسید و من نمی دانم ! آمدن پاییز را ترنم باران نوید می دهد یا نگاه سرد تو ! توآمدی ... و از مشرق نام مهتابی خود پنجره ای به رویم گشودی ... و اینک چهار چشم خیس از آن پنجره ، نگران حادثه ی بارانند !
-
فقط همین یکبار
سهشنبه 11 مهرماه سال 1385 20:15
در لحظاتی که چون باد در گریزند …. در روزهایی که سراسیمه و پرهیاهو در گذرند ….. عشقی حقیقی و پایدار قلب ترا فتح خواهد کرد … ولی فقط یکبار ….. آنگاه که نوبت تو فرا می رسد آن را به سادگی فرو مگذار ……. چون در چشم هم زدنی عشق می میرد و بخت می گریزد ….. و ناقوس تنهایی در زوایای روحت طنین انداز می گردد ….. لحظه ای که سرنوشت...
-
خدای من
دوشنبه 10 مهرماه سال 1385 14:24
خدای من میگویند: تو رحمانی و رحیم کریمی و فاضل ، عادلی و قادر اما من میگویم : تو همه چیز هستی و هستی جز یک چیز ، دلتنگ شاید اگر دلتنگی را هم در صفاتت مینهادی ، ما انسانها اینگونه نمی شدیم
-
چه قدر سخته که
یکشنبه 9 مهرماه سال 1385 14:50
تمام روز رو منتظر شب باشی که دوباره زل بزنی به صفحه سرد مونیتور و فقط نگاهت به ایدی یه نفر باشه و همش دعا کنی که روشن باشه با اینکه از قبل میدونی امشبم مثل تموم شبهای گذشته فقط باید چشمهای خواب رفته ادمک ایدیشو ببینی وغرورت اجازه نده که درد و دلاتو براش اف بذاری به این امید که شاید اومد و خوند و جوابتو داد . جوابهایی...
-
قصه دل شکستن
شنبه 8 مهرماه سال 1385 20:24
اولین کسی رو که عاشقش میشی دلت رو میشکنه و میره .. دومین کسی رو که میخوای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلت رو بدتر میشکنه و میذاره میره ... بعدش دیگه هیچ کس دیگر برات مهم نیست و از این بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوستت دارم برات رنگی نداره و اگر یک آدم خوب باهات دوست بشه تو دلش رو می شکنی...
-
عزیزترین سلام:
جمعه 7 مهرماه سال 1385 10:18
عزیزترین سلام : امشب هم مسیر عبورت را بین ستاره ها پوییدم. تنهایی ها را دور ریختم و به آرامش نگاهت تکیه کردم. این آمدن و رفتنهایت خاطرات آینده را برایم میسازد. آینده ای با تو و در کنار تو برای همیشه. در زلال چشمان صادقت خود را برای همیشه به روشنای احساست سپردم. به توانایی دستانت ایمان آوردم.وبه استواری قدمهایت برای...
-
دنیا را بد ساخته اند ...
جمعه 7 مهرماه سال 1385 10:12
کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمیدارد . کسی که تو را دوست دارد ، تو دوستش نمیداری . اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست می دارد . به رسم و آئین هرگز به هم نمیرسید . و این رنج است زندگی یعنی این !! و من در اولین بازی زندگیم ... باختم ... باختم ... باختم !!!
-
کاش نمی فهمیدی
چهارشنبه 5 مهرماه سال 1385 18:16
کاش نمی فهمیدی هیچوقت که چه قد دوست دارم کاشکی چشمات واسه یک روزم شده هوای چشمامو میکرد کاشکی از لحن قشنگ اون صدات نمیخوندم که همه اون عاشقونه گفتنات فقط و فقط به خاطر منه آخ چه قد دلم میخواست که عشقتو واسه یک لحظه شده از توی چشمات بخونم اما تو مخمل ناز اون چشات همه چی پیدا میشه جز عشق من دیگه هیچوقت نمیخوام بهم بگی...
-
رفتن دلیل نبودن نیست
سهشنبه 4 مهرماه سال 1385 15:21
رفتن دلیل نبودن نیست .... در آسمان تو پرواز می کنم . عصری غمگین و غروبی غمگین تر در پیش . منِ بی زار از کرده خویش دل نامهربانم را به دوش می کشم تا آنسوی مرزهای انزوا پنهانش کنم . در اوج نیزارهای پشیمانی به همه ابرهای سیاه که با من از یک طایفه اند سلام می گویم . تو باور نکن اما من عاشقم . رفتن دلیل نبودن نیست . در غروب...
-
حقیقت تلخ است
سهشنبه 4 مهرماه سال 1385 15:20
حقیقت تلخ است اما نه به تلخی تنهایی تنهایی سخت است اما نه به سختی جدایی می خواستم اسمتو روی سینه ام خال کوبی کنم اما ترسیدم که صدای قلبم تو رو اذیت کنه ...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 3 مهرماه سال 1385 14:39
به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ی ممنوعه ولی لب هایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها عاقبت با قلم شرم...
-
تو بنویس
یکشنبه 2 مهرماه سال 1385 18:38
براش بنویس دوستت دارم آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ولی یه نوشته به این سادگیا پاک شدنی نیست. گرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس .. تو ... بنویس .
-
محاکمه عشق
یکشنبه 2 مهرماه سال 1385 18:36
جلسه محاکمه عشق بود و قاضی عقل و عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود فراموشی یعنی قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع کرد به طرفداری از عشق آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن اونو داشتی ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی و شما پاها که همیشه آماده رفتن به...
-
مرگ
شنبه 1 مهرماه سال 1385 18:06
مرگ مرا به هنگام مرگ در تابوت سیاهی بگذارید تا کسان بدانند که سیاه بخت بودم دستانم را باز بگذارید تا عاشقان بدانند که با خود چیزی نمی بردم چشمانم را باز بگذارید تا عاشقان ببینن چشم به راه مردم ودر آخر تکه یخی بر سر مزارم بگذارید تا بر اولین طلوع آفتاب به جای یار برایم گریه کند
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 30 شهریورماه سال 1385 09:08
باغ این قطعه ترجمهً دقیق و منظوم یکی از اشعار « ژاک - پره ور » فرانسوی است . کافی نـبـود و نیست هـزاران هـزار سـال تـا بـازگـو کـنـد : آن لحظهً گـریـخـتـهً جاودانه را آن لحظه را که تـنگ در آغـوشـم آمدی آن لحظه را که تـنگ در آغـوشت آمدم در بـاغ ِ شـهـر ما در نـور بـامـدادِ زمستان شـهـر ما - شـهـری که زادگاه من و زادگاه...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 29 شهریورماه سال 1385 16:27
وقتی من لب هامو غنچه می کنم مثل این! می خام که منو ببوسی. پ ن : کاش یکی هم بود اینو به ما می گفت!!
-
دلایلی که باعث میشود تو زنی را دوست داشته باشی
چهارشنبه 29 شهریورماه سال 1385 16:17
اینم یه پست مخصوص خانم ها چتر حمایت او را احساس می کنی............ ......... .زمانی که خواهر توست گرمای محبت او را احساس می کنی............ ...زمانی که دوست توست..... هیجان و عشق او را احساس می کنی............ ...زمانی که عاشق توست از خود گذشتگی او را احساس می کنی...........زمانی که همسر توست...... پرستش وایثار او را...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 29 شهریورماه سال 1385 16:14
بگذار ابریترین شعرهایم را با غریب ترین لهجه بخوانم این عادت من است که هر غروب بر ایوان دلتنگیم می نشینم و خویش را مرور می کنم....
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 28 شهریورماه سال 1385 17:14
عشق ایستادن زیر باران نیست و خیس شدن با هم نیست, عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچوقت نداند که چرا خیس نشد... امیدوارم من هم روزی چتری شوم برای اثبات عشقم به دیگران. به قول استاد شریعتی : خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز , چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
-
دوستت دارم
سهشنبه 28 شهریورماه سال 1385 17:11
دوستت دارم اما نمی توانم بیانش کنم تو مثل سرابی یا نه ... بهتر بگویم مثل آب دریایی . تشنگی را رفع نمی کنی وقتی می بینمت بیشتر دلم تنگت می شود ... از دیدنت سیرنمی شوم دوستت دارم تو هما نی که گفتی : دل مهربانت را در مقابل من به آهن به سنگ بسپار و مرا به سرخی خون دل شقایق اما من جز به تو دل به کسی نمی دهم این دل فقط مال...
-
کاش...
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1385 16:38
کاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود دو تا چشمات پر از اندوه واسه دل شکستگیم بود آرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه تنگی این دل عاشق با نوازش تو واشه واسه چی خدا نخواسته من کنار تو باشم قول می دم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم
-
همیشه همینطور است
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1385 16:37
همیشه همینطور است .... یکی می ماند تا روزها و گریه را حساب کند یکی می رود تا در قلبت بماند تا ابد .... اشک هایت را پشت پایش بریزی رسم رویاها همین است ..... که تنها بمانی با اندوه خویش روزها و گریه ها را به آسمان خالی ات سنجاق کنی باید باور کنی که بر نمی گردد .... که بگویی چقدر شب ها سر بی شام گذاشته ای تا بتوانی هر...