X
تبلیغات
نماشا
رایتل

عاشقانه

پنداشتی آتش عشقی که در دلم افروختی

 به نسیمی خاموش میشود؟

...

تو ندانستی که دستان سردمن

 جویای گرمی تپشهای قلب تو بود ؟

...

و یا تو ندانستی 

 که عشق من،نه هوس

 که تجلی رویای وفای بی ریای تو بود ؟

 تو بنیادم را به غم ، گفتارم را به غم

 و نفسهایم را به آه آمیختی

 من ، تو را به سرنوشت...

 نامت را به یاد ...

 و خاطره ات را به باد می سپارم...!

نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1385ساعت | 10:21 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (1)