مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دل من  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد ماه سال 1385

دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده

می خوام از تو بنویسم کاغذ ام همش سفیده

یه سوال عاشقونه بگه هر کسی می دونه

اونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمی ده؟

چقدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم من

دست من به آسمونه نیمه شب دم سپیده

گفتم از عشق تو می خوام سر بذارم به بیابون

گفت تو عاقل تر از اینی این کارا از تو بعیده

التماس کردم که یکشب لا اقل بیا تو خوابم

گفت که هذیون و تموم کن انگاری تبت شدیده

گفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزی

گفت تو این دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیده؟

اونی رو که دوست نداری دنبالت می یاد تا آخر

اونی که دنبالشی تو چرا دائم ناپدیده؟

تو از اون روزی که رفتی دل من دیوونه تر شد

رنگه من که هیچی زیبا رنگ آسمون پریده

سرنوشت گریه نداره خودت اینو گفتی اما

تو دل من نمی دونم جرا باز یه کم امیده

تو منو گذاشتی رفتی اما می خوام بنویسم

                                      چقدر واسم عزیزه اونکه از من دل بریده