X
تبلیغات
نماشا
رایتل

عاشقانه

همیشه اینگونه بوده است:

کسی را که خیلی دوست داری،

زود از دست می دهی

پیش از آنکه خوب نگاهش کنی.

پیش از آنکه تمام حرفهایت را به او بگویی ،

پیش از آنکه همه لبخندهایت را به او نشان بدهی

مثل پروانه ای زیبا، بال میگیرد و دور می شود ،

فکر می کردی میتوانی تا آخرین روزی که زمین به دور خود می چرخد و خورشید از پشت کو ه ها سرک می کشد در کنارش باشی .

همیشه این گونه بوده است:

کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو میرود ،

وقتی به خودت می آیی که حتی ردی از او در خیابان نیست

فکر می کردی میتوانی با او به همه باغها سر بزنی ،

هنوز روزهای زیادی باید با او به تماشای موجها می رفتی ،

هنوز ساعتهای صمیمانه ای باید با او اشک می ریختی

همیشه این گونه بوده است:

وقتی از هر روزی بیشتر به او نیاز داری ،

وقتی هنوز پیراهن خوشبختی را کا ملا بر تن نکرده ای ،

وقتی هنوز ترانه های عاشقی را تا آخر با او نخوانده ای ناباورانه او را در کنارت نمی بینی ،

فکر می کردی دست در دست او خنده کنان به آن سوی نرده های آسمان خواهی رفت تا صورتت را پر از بوسه و نور کند .

همیشه این گونه بوده است:

او که میرود ،

او که برای همیشه می رود آنقدر تنها می شوی که نام روزها را فراموش میکنی ،

از عقربه های ساعت میگریزی

و هیچ فرشته ای به خوابت نمی آید

راستی اگر هنوز او نرفته ؛

اگر هنوز باد همه شمعهایت را خاموش نکرده ؛

اگر هنوز می توانی برایش یک گل بفرستی و غزلی از حافظ بخوانی

پس قدر تک تک نفسهایش را بدان

 

نوشته شده در سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385ساعت | 11:03 ق.ظ توسط سیاوش | نظرات (1)