X
تبلیغات
نماشا
رایتل

عاشقانه

لبم محکوم شد به ساده بودن
غرورم محکوم شد به خونسرد بودن

احساسم محکوم شد به کم حرف بودن
دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن
چشمانم محکوم شد به مهربان بودن

دستهایم محکوم شد به سرد بودن

پاهایم محکوم شد به تنها رفتن

آرزوهایم محکوم شد به محال بودن

وجودم محکوم شد به تنها بودن

عشقم محکوم شد به محبوس بودن

و اما امروز تو عشق من محکوم میشوی به خاطر اسیر بودن

و من باز هم مثل همیشه خودم رو محکوم میکنم به عاشق بودن

نوشته شده در یکشنبه 4 آذر‌ماه سال 1386ساعت | 02:59 ب.ظ توسط سیاوش | نظرات (0)